گیرم که می بری
گیرم که می کشی
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در آستانه نوروز خبر مرگ امید رضا میر صیافی و دستگیری حمید مافی به شدت قلبم را آزرد و بیش از همه از آن اندوهگینم که نمی توانم کاری انجام دهم.
حوا منم
که آن نقطه سرخ را
از متن بهشت
برداشتم
وُ سرریزکردم وُ
ریختم
در این متن
آن نقطهی سرخ هم شکست
سه نقطهی سیاه
نشست جای من
چه فرقی دارند نقطههای سیاه
چه نشسته جای من در این متن
چه پایانی به متن شقیقه فرزند
تنها آن کس که دیگرگونه میخواند میداند .
"مجید شفیعی"
روز زن بر زنان میهنم مبارک
مصدق
بگذار تا پيام تو را
با چشمهاي ساكت خود منتشر كنند
بگذار تا عصاي تو
با انتظار ما
بر گور روستايیات آهسته گل كند
بگذار آبهای پرآواز
همواره در ستايش آزادی
زير درخت پير
روان باشند
آه از شهود مرگ که میدانست
چون میتوان ز پای درانداخت
پیران و پهلوانان را
و پنجه زد به پنجره خسته
ملی ترین سخنور دوران را
آگاه باش زیستی این چنین عظیم
از خانه تا اداره مشغول
از می فروش تا در سقا
وز تشنگی به تشنگی دیگر
ایثار نفس ماست، ولی هرگز
در سر نپخته شوق نشانهای افتخار
بگذار تا سکوت ثمرمند ما
بر شاخه های اصل فناکرده، بشکفد
این یک سلوک بودن در بومی است
که خوی پروراندن مردان پیر را
از دست داده است
محمدعلی سپانلو
